فرهنگ جنسی

نگاهی تامل برانگیز به داستان های سکسی

 

نمی دونم تا بحال داستان های سکسی رو خوانده اید یا نه !؟

به نظر می رسه اگر اهل گشت و گذارهای اینترنتی باشید با این داستان ها برخورد کرده اید و به احتمال زیاد هم یکی از این داستان ها را مطالعه کرده اید.

 

سوال مهم و اساسی این هست که چه کسانی و به چه منظوری این داستان ها را می نویسند !؟

 

عمده مسائل و نقاط حساس و قابل تامل در این نوع داستان ها ؛ سکس و خیانت به همکار و خویشان و همسایه و یا حتی مادر-خواهر-عمه-خاله را شامل می شوند.

خوب با توجه به این موضوعات ؛ اهداف نویسنده و یا بهتره بگم نویسندگان این گونه داستان ها چیست؟ مطئنا" هدف سرگرم کردن و لذت بخشی و یا ایجاد حس روشنفکری و بالندگی و بلوغ در ما نیست !

تا بحال فکر کرده اید که هدف از اینگونه داستان های کوتاه و آنی و خیانت ؛  آنهم (اکثر اوقات) با محارم چیست ؟

 

سکس با محارم و خیانت و به دوستان و همسایگان و آشنایان و یا حتی همجنس بازی (زن با زن  و   مرد با مرد) چرا بایستی به صورت داستان در سرتاسر اینترنت به صورت گسترده گسترش یابد و من و شما و دیگری (که ممکنه مادر و پدر و خواهر و برادر من و شما باشند ) آن را مطالعه کنند !؟

 

در عمده این داستانهای سکسی یک زندگی بی قید و شرط ؛ یک زندگی لذت بخش بدون مسئولیت ؛ سکس و لذت جنسی با هر کس و در هر شرایطی بدون هیچ شرم و حیایی ؛  و تن دادن به مسائل جنسی بدون هیچ مرز و قاعده و قانونی القا شده و حتی نویسندگان این گونه داستانها در صدداند تا حریم پاک خانواده را هم به سمت و سو کشانده و فریادزنند که شهوت و لذت بالاتر از هرچیزی است !!!

 

در اکثر داستنهایی با این گونه موضوعات دختران جوان را شهوت پران و بسیار مشتاق و  زنان را گرم و گاها گداخته و سرشار از حس و میل جنسی و فاقد هرگونه مسئولیت قانونی و شرعی و وجدانی و مردان را سـرد و بی رمق نشان داده و در بسیاری از مواقع این زنان و دختران هستند که پیشنهاد داده و مردان هم از خدا خواسته قبول می کنند و یا اینکه در نبود جنس مخالف به خود ارضایی روی آورده و طوری وانمود می شود که حتما و بدون فوت وقت و درنگ بایستی این حس و شهوت ارضا شود. !!!

 

نویسندگان این مجموعه از داستانهای آلوده و با هدف ؛ تمام افراد جامعه را در تیرس خود قرار می دهند. برای نمونه ؛ بعضی از اینگونه داستانها بین افراد زیر رخ می دهد :

دختر  عمو-پسر عمو و دختر خاله-پسر خاله و دختر دایی- پسردایی و دختر عمه-پسر عمه و ...

به نظر شما چه اهداف و منافعی در ورای براندازی و شکستن اصول و اعتقادات حاکم بر خانواده هاست !؟

 

مطمئنا" نویسندگان این سری از داستانها و گسترانندگان آنها در جامعه و در نهایت افکارعمومی منتظر ماحصل و نتیجه آن هستند ؛ که بایستی ویران کننده و گسترده تر در جامعه ظهور کند.

 

خانواده کوچکترین و بنیادی ترین نهاد یک جامعه است.

هر رویدای که در خانواده روی دهد ؛ اگـر بررسی و علت یابی و برطرف نشود مانند یک بیماری مسری و واگیردار به تک تک خانواده ها سرایت و در نهایت بدنه جامعه را دربــر گرفته و جامعه را به سمت و سوی "نطفه هرزه" که همان رویداد اولیه در خانواده هست ؛ می کشاند.

 

حال نظر شما دوست عزیز را جویا می شوم که آیا ؛

داستان های سکسی سرگـرمی کوتاهی است برای من و شما یا نابودی ریشه ها !؟؟

 

باتوجه به محتوای داستانهای سکسی در اینترنت می توان گفت ،اهداف زیر از سوی بافندگان و سرایندگان آنها دنبال می شود:

 

 

 

اهداف اقتصادی: نویسندگان این داستانهای سکسی اهداف اقتصادی را در قالب تصویر ونوشتار وبه اشکال متنوعی از محصولات از طریق سایت های اینترنتی، شبکه های تلویزیونی، تبلیغات تصویری به هر نحو، وبلاگ ها، مجلات،کتاب ها و ... کمپانی های خود را اداره می کنند.واز این راه پولهای هنگفتی را به جیب های خود می زنند.

اهداف اجتماعی: اشاعه ابتذال،عادی سازی روابط محرم ونامحرم،عادی سازی صحنه های خلاف اخلاق جنسی،عادی ساختن واز میان بردن قبح گناه،اشاعه رفتارهای غیر اخلاقی،روابط نامشروع،ترویج روابط غیر شرعی وغیر قانونی،عادی سازی خیانت زن ومرد به یکدیگر

اهداف سیاسی:در بررسی علل نوشتن وتولید این گونه چرندیات می توان به سرخوردگی از امور سیاسی و روی گردانی سردمداران آنها از سیاست نیز اشاره نمود ،وهمچنین به منظور گرفتن نیروی جوان جوامع ومشغول کردن آنها

 

خلاصه آنکه این داستانها ، در واقع خیال آمال و آرزوهای درونی یا عقده های روانی نویسنده گان آنها می باشد ، که با تبادل لینکهای خود و حمایت و تبلیغ سایتهای همدیگر اهداف پلید خود را دنبال می  کنند، آنها خوشبختی وسعادت انسان را در پرداختن به لذایذ و شهوتهای بی حد و حصر مادی می دانند و از ارزشهای انسانی و معنوی بسیار دور افتاده اند. وبا این کار می خواهند دیگران را نیز در مسیر خود قرار دهند.

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٥ مهر ،۱۳۸٩ - tehran.vatan

هم آغوشی با روباتها - میراث دوران مدرن

 

رواج مدرنیزه در روابط خانوادگی و فرهنگ جنسی افراد نیز تاثیر گذارده است . جالب اینجاست که فرهنگ جعلی جنسی دوران مدرن ابتدا در کشورهای متمدن !! اثر خود را می گذارد.

زنی در هلند به نام “بامیلا” اعلام کرد که به دلیل اینکه تاکنون ازدواج نکرده، اکنون سالهاست که با روبات روابط جنسی دارد و زندگی در کنار آنرا دوست دارد و احساس خوشبختی می کند.
در همین راستا “یمون فان فال” صاحب یکی از فروشگاههای روبات فروشی در هلند می گوید : سالهاست که بسیاری از زنان هلندی که دوست ندارند با انسان دیگری زندگی کنند، روبات را برای زندگی مشترک خود انتخاب می کنند زیرا زندگی با روبات به هیچ وجه مشکلاتی را در پی ندارد و آنها به خوبی از عهده روابط جنسی  بر می آیند
وی در ادامه افزود: در حال حاضر قیمت اینگونه روباتها بسیار گران است به همین دلیل چندی پیش سمیناری در شهر “ماستریخت” در جنوب هلند برگزار شد و طی آن کارشناسان تلاش کردند راهی برای تولید ارزان این روبات بیابند تا در آینده ای نزدیک خرید آن برای همگان امکان پذیر باشد. آنان پیش بینی کردند این کار در ده سال آینده قابل دسترسی باشد.
گفتنی است: این سمینار پس از ارائه پایان نامه فوق لیسانس “دیوید لیوی” ۶۳ ساله و شطرنج باز سرشناس اسکاتلندی برگزار شد. پایان نامه وی در مورد روابط میان انسان و روبات بود.

دیوید لیوی” که پژوهش های بسیاری در این زمینه داشته، گفت: در حال حاضر روبات کاربرد زیادی دارد. در کارهای صنعتی، کارخانجات و غیره اما روباتی که برای ازدواج وارد بازار شده، به مدت زمان گذشته زیادی برنمی گردد اما در همین مدت کوتاه استقبال زیادی از آن شده است.

از سوی دیگر “رونالد آرکین” کارشناس روبات در این باره گفت: پیش بینی می کنم حداقل تا سال ۲۰۵۰ به مردم اجازه ازدواج با روبات به صورت قانونی داده نشود.
گفتنی است روبات بازیگران و خوانندگان سرشناس جهان نیز در چند وقت اخیر وارد بازار شده تا در صورت تمایل، مشتریان بتوانند با این روباتها ازدواج کنند.

یک محقق هوش مصنوعی پیش بینی می کند که روبات ها در سال های آتی از چنان پیشرفتی برخوردار خواهند بود که انسان ها تا سال ۲۰۵۰ میلادی خواهند توانست با روبات ها ازدواج کنند.

دیوید لوی ، محقق بریتانیائی هوش مصنوعی و نویسنده ی کتاب “عشق و سکس با روبات ها” که ششم نوامبر منتشر شده است می گوید: روبات ها بسیار شبیه به انسان ها خواهند بود؛ آنها دارای محاورات هوشمندانه، احساسات و توانائی پاسخ به احساسات انسانی خواهند بود، به گونه ای که همچون نسل جدیدی پا به عرصه ی وجود خواهند گذاشت. اینها ماشین های انسان نمائی خواهند بود که مردم عاشق، دوست و یاور و حتی همسر آنها خواهند شد.

 “وقتی شما یک روبات می خرید، قادر خواهید بود تا شخصیت او را مشخص کنید. چیزی شبیه به سفارش در اینترنت خواهد بود. چه نوع احساساتی داشته باشد؟ سیمای او چگونه باشد؟ اندازه و رنگ مو. نوع صدا. اینکه جالب، احساسی، یا اجتماعی باشد. شما می توانید انتخاب کنید که روبات ۴۰ درصد اوقات شوخ و ۶۰ درصد اوقات جدی باشد. برای اینکه روبات شما کار دیگری انجام دهد کافی است که برنامه ی مورد نیاز را دانلود کرده و یا تنظیمات آن را تغییر دهید.شما می توانید شخصیت، علایق و دانش روبات را تغییر دهید.”

اما به هر حال عصر مدرن خطرات زیادی برای فرهنگ ما دارد . اکنون که ازدواج با روباتها صورت نمی گیرد وضعیت مردم و روابط فرهنگی آنها این چنین است وای به زمانی که هم آغوش انسان ها اجسام پلاستیکی و یا آهنی باشند!!!!

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٤ فروردین ،۱۳۸۸ - tehran.vatan

جدا سازی زنان و مردان این بار در اورشلیم

 

بخشی از زندگی روزمره‌ی مردم اورشلیم و به ویژه زنان، تابع سلیقه یهودیان  مذهبی است. آن‌ها پیش از این آواز خواندن زنان در جشن‌های عمومی را ممنوع کرده‌ بودند و اینک در آخرین تلاش، جداسازی زنان در اتوبوس‌ها را دنبال می‌کنند.

 

آن دسته از زنان اورشلیم که در محله مابین دیوار ندبه و شهر قدیمی زندگی می‌کنند،  مجبورند از در عقب اتوبوس، سوار آن شوند و محل نشستن آنها نیز قسمت پشتی اتوبوس است. این تصمیم را یهودیان سنتی محله گرفته‌اند. اسراییلی‌های سکولار در قبال این تصمیم ارتدوکس‌ها، تنها سر تکان می‌دهند ولی وزیر ترابری، خشم خود را از این جداسازی جنسیتی بیان کرده است.

خط مجانی برای تشویق مسافران

این خط جدید اتوبوس، توسط یک شرکت خصوصی راه‌اندازی شده است. یهودیان مذهبی، نشستن زنان و مردان غریبه در کنار هم در اتوبوس را مجاز نمی‌دانند. پیش از این ارتدوکس‌ها تلاش کرده بودند خط دولتی شماره ۲ را نیز که از همین مسیر می‌گذرد،  زنانه ­ مردانه کنند اما این تلاش با مقاومت مسئولان شبکه دولتی مواجه شده بود.

تاکنون تنها اتوبوس‌هایی زنانه مردانه شده‌اند که یا مورد استفاده توریست‌ها نیستند یا مسیرشان مراکز گردشگری نیست. روند زنانه مردانه شدن خط شماره ۲ اورشلیم، خزنده و گام به گام بود. نخست اعلام شد که صندلی‌های عقبی، برای خانم‌ها رزرو شده‌اند و البته این به آن معنا نبود که بانوان حتما روی آن صندلی‌ها می‌نشستند. بارها شد که یهودیان افراطی، زنان را بخاطر خودداری از رفتن به بخش زنانه یا همنشینی با یک مرد در جلوی اتوبوس، مورد توهین قرار دادند. مبتکران راه‌اندازی این خط، برای تشویق مسافران از آنها کرایه نمی‌گیرند.

شبیه ایران وعربستان سعودی

اما اکثریت سکولار اسراییل، خشم ونگرانی خود از این اقدام‌ها را با بحث‌های اینترنتی یا تلویزیونی بیان می‌کند. آن‌ها یهودیان ارتدوکس را متهم به رفتاری شبیه دولت‌های ایران و عربستان سعودی در قبال زنان می‌کنند.

جنجال ناشی از جداسازی جنسیتی دراتوبوس، بحث‌های مربوط به حدود مذهب در جامعه اسراییل را دامن زده است. مثلا  کار کردن در روز شنبه، روز تعطیل هفتگی یهودیان، ممنوع است. در این روز که یهودیان به آن "شبات" می‌گویند، وسایل نقلیه شهری نیز کار نمی‌کنند. ممنوعیت هرگونه کار در روز شنبه، از جمله به مختل شدن کار بسیاری هتل‌ها می‌انجامد. مذهبی‌های افراطی، فروشگاه‌های نزدیک دیوار ندبه را از روزنامه‌های سکولار حاوی  تصاویر غیرمذهبی، خالی می‌کنند. آنها به فروشگاه‌های مواد خوراکی سر می‌زنند تا مبادا گوشت غیرکاشر(ذبح شرعی یهودیان)، به فروش برسانند.  آنان حتی مانع از حضور یا هنرنمایی زنان در جشن‌های فرهنگی می‌شوند.

ترک اورشلیم بخاطر فشار مذهب

اعمال این محدودیت‌ها به نام مذهب، سکولارهای اسراییل را آشفته کرده است. به نقل از نشریه "هاآرتص" ظرف ۵ سال گذشته، دستکم ۶۰ هزار اسراییلی که اکثرشان جوان بوده‌اند، اورشلیم را ترک گفته‌اند. بسیاری خانواده‌ها به دلیل فشارهای مذهبی، تل آویو را برای زندگی انتخاب کرده‌ و از اورشلیم رفته‌اند.

یکی دیگر از کوشش‌های یهودیان ارتدوکس، سرمایه‌گذاری برای مدارس خصوصی است تا آموزه‌های دینی را به کودکان ۶ تا ۱۴ ساله منتقل کنند.  به نقل از "هاآرتص"، این تلاش به گونه‌ای است که امکان دارد ظرف هفت سال آینده، شمار مدارس مذهبی خصوصی سه برابر مدارس دولتی شود.

سکنه سکولار اورشلیم در نوامبر سال گذشته امید اندکی به بهبود اوضاع پیدا کرده بودند. شهردار ارتدوکس اورشلیم پس از ۵ سال کنار رفت و یک ناسیونالیست جای او را گرفت. روزنامه‌ها در آن زمان از یک پیروزی تاریخی بر مذهبی‌های افراطی نوشتند. اما اینک زنان همان روزنامه‌نگاران باید از در عقب اتوبوس‌ها سوار شوند.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸۸ - tehran.vatan

تجارت سکس در اسراییل

در حال حاضر اسرائیل و در رأس آن شهر تل‌آویو به محلی امن برای فعالیت فاحشه‌خانه‌هایی تبدیل شده که عمدتاً زنان حاضر در آن را زنان کشورهای دیگر و در رأس آن کشورهای اروپای شرقی و کشورهای تازه استقلال یافته تشکیل می‌دهد. آنچه در پی می‌آید تصویری شوم از وضعیت این تجارت کثیف در جامعه اسرائیل می‌باشد

 

    

امروزه چهره فاحشه خانه‌های اسرائیل، شکل خاصی به خیابان‌های شهرهای این کشور و به ویژه تل‌آویو داده است. عمده خیابان‌هایی که این فاحشه‌خانه‌ها در آن قرار دارد، خیابان‌هایی کثیف و ساختمان‌های آن مخروبه و قدیمی است. فلش‌های قرمز رنگ بر روی دیوارهای این مناطق، مشتریان را به این مکان‌ها که با نام «باشگاه سلامت» یا «سالن ماساژ» خوانده می‌شوند، هدایت می‌کند.

 

تصاویر زنان برهنه در کنار علامت دلار در جای جای این خیابان‌ها به چشم می‌خورد، اما در داخل این فاحشه‌خانه‌ها، زنان فاحشه چندان هم مایل و راغب به نظر نمی‌رسند. از کنار درهای باز فاحشه‌خانه‌ها که می‌گذریم، می‌توانیم اکراه را در نحوه آرایش صورت و موهایشان ببینیم. از کنار پنجره‌ها که می‌گذریم، شاهد صحبت کردن آن‌ها و سیگار کشیدن‌شان با یکدیگر در داخل فاحشه‌خانه‌هاییم.

 

میرکوهن، رییس بخش تحقیقات پلیس ملی اسرائیل، در این باره می‌گوید: «در عمده‌ی فاحشه‌خانه‌های تل‌آویو هیچ بررسی‌ای از زنان حاضر در آنجا که عمده‌شان به این کشور قاچاق شده‌اند، صورت نمی‌گیرد.»

 

عمده زنانی که به اسرائیل قاچاق می‌شوند، از رومانی و یا کشورهای تازه استقلال یافته به این کشور آمده‌اند. این زنان که توسط عاملین جرم‌های سازمان یافته، اغوا می‌شوند، عمدتاً با امید رسیدن به پول‌های هنگفت قاچاق می‌شوند. عمده‌ی این افراد را دختران جوانی همچون آنا 23 ساله یعنی دختر رومانیایی که در سال 2002 پایش به یکی از دادگاه‌های اسرائیل باز شد، تشکیل می‌دهد.

 

آنا در این‌باره در دادگاه گفت: در سال 2001، در زادگاهش با دختری اسرائیلی به نام شولا آشنا شد. شولا به وی قول داد که در تل‌آویو می‌تواند با نگهداری از افراد مسن و از کار افتاده، پول خوبی به دست آورد. شولا وی را با هواپیمایی از بخارست از کشور خارج نمود و این در حالی بود که آنا واقعاً نمی‌دانست که در کجا فرود خواهد آمد. زمانی که هواپیما در قاهره به زمین نشست، آنا تصور می‌کرد که در اسرائیل است. پس از آن بود که به همراه گروهی از دیگر دختران، با ماشینی روباز خود را در بیابان‌های مصر یافت و این در حالی بود که افرادی با چهره‌ای پوشیده و مسلح به سلاح‌های خودکار، آن‌ها را همراهی می‌کردند. ساعت دو نیمه شب بود که آن‌ها ماشین را ترک کرده و پس از چند ساعت پیاده‌روی، سینه‌خیز از حصارهای سیم‌خاردار، عبور کردند.

 

معمولاً همین افراد هستند که برای نخستین‌بار به آن‌ها می‌گویند که قربانی قاچاق انسانی شده‌اند و باید از این به بعد به عنوان فاحشه به کار بپردازند. یکی دیگر از این قربانیان گفت: «در ابتدای ورودم به مصر تصور کردم که باید در همین کشور به فاحشگی بپردازم و از همین رو تلاش کردم تا از آن معرکه بگریزم، اما توسط یکی از همان افراد دستگیر شدم و در غروب آن روز بود که چهار نفر یکی پس از دیگری به نحوی وحشیانه به من تجاوز کردند و در این رفتار وحشیانه بود که به قدری خونریزی نمودم که دیگر قادر به راه رفتن نبودم و خود را در آستانه مرگ دیدم.»

 

 

 

اگر چه آنا این شانس را داشت که در حین انتقال به تل‌آویو، مورد تجاوز جنسی قرار نگیرد اما آن زمان نمی‌دانست که چه در انتظارش است. پس از عبور از مرز بود که توسط مردی به نام جرج‌بن آبراهام یوسف به تل‌آویو برده شد. در هتلی در تل‌آویو بود که یوسف به او دستور داد تا در یک اتاق پر از مرد، لخت مادرزاد شود.

 

این عذاب چیزی جز یک «حراج» خوانده نمی‌شود، همانند خریداران بازار احشام. این قاچاقچیان مشتری خود را ورانداز نموده و قیمتی برایش پیشنهاد می‌کنند. ماریو که از جمله قاچاقچیان زن این عرصه است، می‌گوید: «زنان باید لخت لخت وسط اتاق بایستند. قاچاقچیان هم با لمس سینه‌ها، باسن و نگاه به زبان، دندان و دیگر نقاط بدن، وضعیت سلامت آن‌ها را بررسی می‌کنند. علاوه بر بررسی اندام جنسی، از آن‌ها می‌خواهند تا جلو و عقب بروند، خم شوند و در حالات مختلف قرار گیرند. البته قاچاقچیان هم نسبت به ارزش مورد معامله خیلی سخت‌گیر نیستند. حتی در یک مورد، زنی که در یکی از اتاق‌های فروشگاه مک‌دونالد، به مشتریان عرضه شد به قیمت هزار دلار به فروش رفت.»

 

در همین رابطه و موارد مشابه دختری که خواست علیه قاچاقچیان شهادت دهد پلیس هیچ توجهی به وی نکرد. حتی در آن زمان چنین افرادی به عنوان قربانی شناخته نمی‌شدند و به قول میرکوهن، بازجوی پلیس اسرائیلی، این زنان به عنوان شریک جرم شناخته می‌شدند. به جای آن‌که این افراد شهادت دهند، صرفاً دستگیر و از اسرائیل اخراج می‌شدند. همچنین به پلیس گفته شده بود که به هیچ‌وجه در کار فاحشه خانه‌ها دخالت نکنند و حتی مقامات ترجیح می‌دادند تا از این دلالان به عنوان منابع اطلاعاتی هم استفاده کنند.

 

 

در ماه می‌سال 2000، سازمان عفو بین‌الملل، گزارش تکان‌دهنده‌ای منتشر نمود که در آن اسرائیل را به خاطر نگاه بی‌توجهانه‌اش به موضوع بردگی سکس محکوم نمود. در نتیجه هیاهوهای شکل گرفته در جامعه اسراییل بود که موجب شد مجلس این کشور قاچاق زنان را یک جرم آشکار بداند و برای آن حداکثر شانزده سال حبس در نظر بگیرد، اما ماجرای این قانون هم خود به موضوعی جدید تبدیل شد.

 

مارین سولدکین از اعضای مجلس اسراییل در این باره می‌گوید: «هیچ‌کس نمی‌خواهد به این مشکل توجهی کند. راحت‌ترین کار آن است که صرفاً وانمود شود که این زنان نه مهاجرند و نه به اسراییل قاچاق شده‌اند.» اما در سایه تلاش‌های نومی و دیگر فعالان این عرصه بود که حتی ایالات متحده در سال 2001 اسراییل را در فهرست سیاه کشورهایی قرار داد که تلاشی در راستای مبارزه با قاچاق زنان انجام نمی‌دهند.

 

اسراییل با چالشی جدی روبرو شد. در کشوری که تقاضا برای فاحشه‌خانه‌ها سرسام‌آور است، یعنی در هر ماه یک میلیون مراجعه ثبت می‌شود، هرگونه واکنشی سخت می‌نمود. سازمان‌های حقوق بشر هم برآوردشان بر آن است که همه ساله حداقل سه هزار زن برای تجارت سکس به این کشور قاچاق می‌شوند. جدای از رومانی، این زنان از روسیه، مولداوی و اوکراین یعنی کشورهایی که سقوط نظام تأمین‌اجتماعی ناشی از اقتصادهای پس از کمونیسم را تجربه کرده‌اند، به این کشور قاچاق می‌شوند.

 

در بررسی صورت گرفته توسط سازمان‌ها‌تلاین که در زندان زنان نواترزا انجام گرفت، مشخص شد که یک سوم زنان همانند آنا هنگام ورودشان به اسراییل از حرفه آینده‌شان یعنی فاحشگی اطلاعی نداشتند. بقیه هم از ماجرا اطلاع داشتند، از قاچاقچیان خود قول گرفته بودند که در اسراییل وضعیت خوبی داشته باشند. قاچاقچیان هم به آن‌ها گفته بودند که هر روز مشتریان آن‌ها محدود بوده و ماهانه چند هزار دلار درآمد خواهند داشت که این رقم در کشورهای اروپای شرقی میزان قابل توجهی است. نهایتاً هم قاچاقچیان به آن‌ها گفته بودند که در صورت نارضایتی می‌توانند فاحشه‌خانه‌ها را ترک کنند، فارغ از آن‌که حتی در این فاحشه‌خانه‌ها خندیدن هم برای زنان و دختران فاحشه ممنوع است و تنها باید در جلوی مشتریان خود صاف بنشینند و لبخند بزنند.

 

آنا در دادگاه توضیح داد که چگونه همانند یک حیوان فروخته شد. پس از آن‌که در هتل به فروش رفت، لباس‌های تنگ و بدن‌نما به تن کرد و به اتاقی برده شد که مردی در آن به انتظار وی نشسته بود و بقیه مردان هم بیرون اتاق ایستاده بودند و نعره می‌زدند. در آنجا بود که وی برای نخستین‌بار وحشیانه مورد تجاوز قرار گرفت. پس از آن بود که مردان دیگر به ترتیب به سراغ وی آمدند و پس از هر تجاوزً 150 شکل می‌پرداختند که این پول هم به جیب نوچه‌های یور یعنی فردی که عهده‌دار اداره هتل بود، می‌رفت و در نهایت تنها 200 شکل به آنا داده شد که آن هم خرج غذا و قرص‌های ضدبارداری او شد.

 

دیگر زنانی که در این مطالعه مورد پرسش قرار گرفته بودند، ابراز نمودند که مالکان فاحشه‌خانه‌ها هر هفت روز هفته و هر روز به طور متوسط سیزده ساعت آن‌ها را به فاحشگی وامی‌داشتند و در هنگام قاعدگی نیز باید یا به کلفتی می‌پرداختند و یا با استفاده از نوعی از دیافراگم از خروج قاعدگی جلوگیری می‌کردند. پس از هر مشتری باید دوش ولرمی گرفته و دوباره به سالن عرضه باز گردند.

 

مشتریان این فاحشه‌خانه‌ها را اسراییلی‌ها تشکیل می‌دهند. سربازان که با لباس‌های نظامی مراجعه می‌کنند از تخفیف برخوردارند. یهودیان ارتدوکس هم هنگامی که می‌خواهند به این مکان‌ها بیایند، ابتدا کلاه‌های خود را در جیب‌شان می‌گذراند و پس از خروج دوباره آن را بر سر می‌گذارند.

 

در صورتی هم که مشتری از سکس خود راضی نباشد، فاحشه تنبیه می‌شود. دختری هجده ساله در این باره گفت که آن‌ها طوری ما را کتک می‌زنند که هیچ اثری بر بدن ما باقی نماند چرا که مشتریان دوست ندارند اثری بر روی بدن ما باشد. در صورتی هم که هر یک از فاحشه‌ها بیمار و یا حامله شوند، برای درمان وی یا به دامپزشک‌ها رجوع می‌شود و یا به دکترهایی که در مناطق دنج به کورتاژ اقدام می‌کنند، برده می‌شوند.

 

حدود نیمی از زنانی که مورد بررسی قرار گرفتند، اذعان نمودند در فاحشه‌خانه‌ها بارها حبس شده‌اند و حتی در یک مورد دو زن که قصد فرار داشتند، دست و پا بسته داخل قفسی گذاشته شدند و با همان وضعیت مجبور به سرویس‌دهی به مردان شدند.

 

در کنفرانسی درباره فساد و فحشا در آگوست سال 2002، ژنرال پلیس موشه نیرراهی در سخنرانی خود گفت: «قاچاق زنان در اسراییل جرمی سازمان یافته است.» طرح این موضوع، غیرمعمول به نظر می‌رسد، چرا که مقامات اسراییل مدت‌ها بود که به هر نحو ممکن هرگونه وجود جرم سازمان یافته در مرزهای خود را منکر می‌شدند، اما دیگر شرایط به شکلی بود که انکار آن غیرممکن می‌نمود.

 

 

 

 

 

 آنا تعریف نمود که در ساعات استراحتش در اتاق به عبادت می‌پرداخت که صاحب فاحشه‌خانه با آگاهی از موضوع به سراغش رفته و با انجیل به صورتش کوبید و به او گفت: «خیال کردی اینجا کلیسا است!؟»

 

البته قاچاقچیان هم هیچ تمایلی به کشتن فاحشه‌ها ندارند چرا که مرگ آن‌ها به منزله از دست رفتن کالاهای تجاری‌شان است. اما رقابت قاچاقچیان هم حکایت خاص خود را دارد؛ دزدیدن زنان، آتش زدن فاحشه‌خانه‌ها توسط رقبا و... از مواردی است که در اسراییل شاهدیم.

 

همین ترس و فساد بیرون از فاحشه‌خانه‌هاست که سبب می‌شود این قربانیان هیچ واکنشی نشان ندهند. فعالین مبارزه با این تجارت  می‌گویند: زمانی که از مردم شهر می‌خواهیم که به خاطر فعالیت فاحشه‌خانه‌های محله‌هایشان شکایت کنند، مردم می‌گویند: «شوخی می‌کنید، آن‌ها ما را خواهند کشت.» حتی زمانی هم که مردم این جرأت را به خود دهند که به پلیس شکایت کنند با نوعی بی‌تفاوتی روبرو می‌شوند. نومی می‌گوید: «پلیس خوب می‌داند که در تل‌آویو چه می‌گذرد، اما بدان بی‌توجه است و آن را به چشم یک جرم نمی‌بیند و حتی تصور می‌کند که زنان از این کار لذت می‌برند.»

 

اما نکته قابل تأمل دیگر آن‌که بر طبق بررسی مؤسسه‌ها‌تلاین، چهل درصد فاحشه‌هایی که تن به مصاحبه دادند، اعتراف نمودند که پلیس‌ها مشتریان ثابت فاحشه‌خانه‌ها هستند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٧ - tehran.vatan

و اين است رسم زمونه

 

سال 1230

مرد: دختره‌ي خير نديده، من تا نکشمت راحت نمي‌شم. اصلا نکشمت خودم کشته مي‌شم!
زن: آقا حالا يه غلطي کرد، شما بگذر، نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده!

مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي‌خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي‌شه بايد بکشمش!

(بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي‌شه و دختر گناهکارشو مي‌بخشه)

نيم قرن بعد، سال 1280

مرد: واسه من مي‌خواي بري درس بخوني؟ مي‌کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مردي ديگه جرات نمي‌کني از اين حرفا بزني. تو غلط کردي. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا چي؟

زن: آقا، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي‌گيره‌ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي‌خوره. قول ميده!

مرد (با نعره حمله مي‌کنه طرف دخترش): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي‌شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدون درد مي‌کشمت!

(بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي‌شه و دختر گناهکارشو مي‌بخشه)

يك قرن بعد از اولين رويداد، سال1330

مرد: چي؟ دانشرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي‌خواي بري دانشرا؟ مي‌خواي سر منو زير ننگ کني؟ فاسد شدي برا من؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي‌کنم!

زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي‌کنين!

مرد: چي مي گي ززززززن؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي‌تونم جلوي اين فسادو بگيرم. يه دانشرايي نشونت بدم که خودت کيف کني!

(بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي‌شه و دختر گناهکارشو مي بخشه)

همين چند سال پيش، سال1380

مرد: کجا؟ مي‌خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي‌پوشيشون مث جليقه نجات، پستي بلندي پيدا مي‌کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي‌کشمت. من، تو رو، مي‌کشم!

زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).

مرد: من اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين‌تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه، نه، نمي‌خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره!

چند سال بعد، سال1400

دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه‌ي ...؟ دارم بهت مي‌گم، ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي‌خوام. مي‌خواي بري بيرون پياده برو!

زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي‌پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي‌شه، اوه مامي، باباتم قول مي‌ده ديگه از اين حرفا نزنه!

(بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي‌شه و باباي گناهکارشو مي‌بخشه)

و اين داستان همچنان ادامه دارد

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٦ - tehran.vatan

تربيت جنسي در خانواده

 

 

تلويزيون ، ماهواره و اينترنت ، از ويژگی های عصری است که در آن زندگی می کنيم و كودكان نيز در معرض آموزش هاي ناخودآگاه اين  قسم از رسانه ها هستند. بعضی رسانه ها با نشانه گرفتن يکی از دل مشغولی های كودكان و نوجوانان وارد مي شوند و اطلاعات زيادی در اختيار آنها قرار می دهند که ممکن است باعث انحراف جنسی آنها شود. به همين علت هدايت جنسی، در درون خانواده از نكات بسيار مهم در دوران قبل و بعد از بلوغ است. اگر راهنمايی های لازم از سوی پدر و مادر انجام نشود، ممکن است فرزند ما در دام کسانی بيفتد که اطلاعات غلط و بی حد و حصر در اختيارش قرار می دهند و دچار انحراف جنسی شود. البته بايد گفت مهمترين عامل تربيتي خانواده ها در رفتار تربيتي با كودك و نوجوان خود بيش از اينكه قولي باشد بايستي فعلي و پيشگيرانه و آن هم از ناحيه روابط با خود و بچه ها باشد.

مراقبت های والدين در مورد اعمال خودشان به اين معنا که در مناسبات جنسی شان نهايت دقت را داشته باشند و دور از چشم فرزندان باشد. چنانچه در متون دينی ما هم آمده که از شش سالگی اتاق خواب کودک را جدا کنند. همچنين بچه ها را عادت دهند که وقتی وارد اتاق آنها می شوند، در بزنند. مراقب شوخی هايشان باشند. شوخی ها ممکن است خيلی اطلاعات را به شکل غير مستقيم به فرزندان بدهد و اگر فيلم هايي مي بينند كه در حد و اندازه بچه ها نيست حتما آن را به نحو مشخصي دور از دست كودك پنهان نمايند. اما مراقبت های والدين در رفتار با فرزندان، شامل موارد زيادی می شود. از جمله شستشو و تطهير در سنين پيش از دبستان، که بايد مراقبت باشند تحريک صورت نگيرد. در آموزه های دينی ما آمده که وظيفه استحمام پسر بعد از سه سالگی به عهده پدر است. پوشش و لباس مناسب هم برای بچه ها مهم است. لباس های تحريک کننده، چسبان و تنگ برای بچه ها مناسب نيست. در بازی ها محدوده سنی رعايت شود و بچه ها با افراد غير همجنسی که با آنها تفاوت سنی مشهود دارند، بازی نکنند. والدين بايد در روابط و معاشرت ها، نوازش ها، در ايجاد عادات صحيح در بچه ها دقت داشته باشند. اينها ريزه کاری هايی است که والدين بايد در رفتار خود با بچه ها به آن دقت کنند، چون آموزش در بطن همين رفتارها اتفاق می افتد.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٩ دی ،۱۳۸٦ - tehran.vatan

سكس توريسم

 سكس توريسم چیست

به موازات جريان قاچاق دختران كشورهاي فقير آسيايي و آفريقايي و استثمار آنان براي مردان اروپايي، هم‌‌اكنون دختران پيراروپايي نيز به كنيا پايتخت‌ايدز مي‌آيند تا به معاشرت(!) با جوانان سياه و تنومند كنيايي بپردازند.
اين پديده كه سكس توريسم نام دارد طبق برآورد مردم محلي ساكن سواحل‌ اين كشور  گریبانگیر حداقل یک زن از هر پنج نفر زن مجردي است  كه از كشورهاي ثروتمند وارد كنيا مي‌شود، این زنان به دنبال اهداف
 
ويژه با جوانان تنومند آفريقايي هستند.

طبق گزارش يكي از خبرگزاري ها بتان 56 ساله درست مانند دوستش آلي 64 ساله در جنوب انگليس زندگي مي‌كند. آنان براي نخستين بار در تعطيلات به كنيا آمده‌اند؛ كشوري كه از نظر آنان پر از «پسرهاي جوان و تنومندي است كه پيردختران را دوست دارند».
ب
ه گزارش رويترز «آلي» و «بتان» كه هر دو نخواستند نام كاملشان فاش شود، مي‌گويند، مي‌خواهند يك ماه كامل در سواحل كنيا بگذرانند .آن هم در در كشوري كه ميزان ابتلا به ‌ايدز در آن، 6/9 درصد است.  هرچند احتمال استفاده از وسايل پيشگيري، ممكن است، اما محققان اين كشور در جريان تحقيقات  با زناني روبه‌رو شد اند كه به شدت از استفاده از وسايل پيشگيري به خاطر هوسراني‌هاي خود دوري مي‌كردند.
سواحل سفيد اقيانوس هند، در حالي پذيراي آلي و بتان است كه ‌اين دو در حال قدم زدن روي ‌اين ساحل، دست در دست دو مرد آفريقايي هستند. مرد 23 ساله تنومند آفريقايي، عينك آفتابي به چشم زده است كه هديه‌اي از جانب دوست جديدش است. آلي مي‌گويد: «ما هر دو چيزي را كه مي‌خواهيم به دست مي‌آوريم؛ چه چيز منفي در ‌اين ميان وجود دارد»؟

رئيس انجمن هتل‌داران كنيا نيز مي گويد اين زنان تدابيري را مانند رد درخواست تعويض اتاق تك تخته با اتاق دوتخته به اجرا درآورده‌اند. اين سواحل در جذب دسته‌اي ديگر از توريست‌ها نيز داراي شهرت هستند؛ آنهايي كه قصد رابطه جنسي با كودكان را دارند.
تحقيقات مشترك دولت كنيا و يونيسف در سال گذشته، نشان داد كه حدود پانزده هزار دختر در چهار منطقه ساحلي ‌اين كشور كه حدود يك سوم آنها بين دوازده تا هجده سال داشته‌اند، مداوم به تن فروشي در ازاي پول مي‌پردازند.
حدود سه هزار دختر و پسر ديگر نيز به طور تمام وقت به ‌اين كار مشغولند كه بر پايه ‌اين گزارش، عده‌اي نيز در ازاي دريافت پول حاضر به انجام كارهاي غير عادي و وحشتناك (اسناف) هستند.
در كنار ‌اين بازار سياه كه در بارها و سواحل با فرود خورشيد كاملا واضح است؛ بايد به هزاران زن پر سن و سال سفيدپوستي اشاره كرد كه به اميد مردان جوان كنيايي به ‌اين كشور مي‌آيند. شام در رستوران‌هاي خوب و رقص و اتاق هتل‌هاي گرانقيمت در كنار سواحل در انتظار ‌آنان است.
مدير يكي از‌ اين هتل‌هاي ساحلي مي‌گويد: «يك دسته از توريست‌ها هميشه به دنبال بقيه بوده‌اند. توريست‌هاي سفيدپوست پر سن و سال به دنبال دختران و پسران جوان و با شناخت كامل از فقر ‌اين عده به‌ اينجا مي‌آيند.
اين زنان مسن هم به تازگي همين كار را مي‌كنند؛ آنان هيچ‌گاه رعايت سن قانوني را نمي‌كنند و تنها به فكر لذت بردن از چيزي هستند كه در كشور خود نمي‌يابند.
و ‌اين چيزي است كه شركت‌هاي توريستي به توريست‌ها مي‌فروشند؛ بازگشت به دوران استثمار كه عده‌اي سياهپوست، خدمتكار زنان سفيد بودند.

جوزف 22 ساله با هيكلي مانند بسكتباليست‌هاي المپيك، يكي از مردان مورد علاقه است كه مي‌گويد با بيش از صد زن سفيدپوست كه بيشترشان بيش از سي سال از او بزرگتر بوده‌اند، رابطه داشته است.وي مي‌گويد: من هم دوست دارم ثروتمند باشم و هم‌اكنون ديگر تنها براي يافتن چنين زناني كه تعدادشان نيز كم نيست، به بارها و كافه‌ها مي‌روم.

بتان در پايان مي‌گويد: «مطمئنا عشقي در كار نيست. من به ‌اينجا نيامده‌ام كه شوهر كنم. ‌اين يك قرارداد اجتماعي است. من براي او لباس خوبي مي‌خرم و بعد براي خوردن شام مي‌رويم. تا زماني كه او با من است، نيازي نيست پولي خرج كند و من هم به چيزي كه مي‌خواهم مي‌رسم».

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٦ - tehran.vatan

خشونت جنسي

واكاوي آثار پديده «اسناف» SNUFF  در فرهنگ جنسي

 

چند سالي است در لابه لاي صفحات حوادث روزنامه ها اخباري مي خوانيم كه دلالت بر افزايش خشونت جنسي و تجاوز به عنف است .منظور از خشونت جنسي همان اعمال شكنجه جسمي و فيزيكي بر جنس مخالف و تعرضات غير اخلاقي در حين شكنجه به اوست.

اخباري از قبيل اينكه پنج جوان در حاشيه تهران يا يكي از شهرستان ها دختر يا زني را ربوده ومدتي در خرابه و يا گاوداري او را نگه داري كرده و به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و بعد به او تجاوز جنسي مي كنند ديگر براي گوش ما به قدري آشنا شده كه خبر نداريم چه اتفاق مهلكي در حوزه فرهنگ جنسي ما در حال وقوع است.

اينكه چرا چند سالي است اين اتفاقات رايج شده است بر مي گردد به اينكه نسل جديدي از فيلم هاي پورنو توليد و مدتي است كه وارد كشور شده و در مناطق وسيعي نيز پخش و تكثير شده كه به آن فيلم هاي اسناف مي گويند.

اين فيلم ها صحنه هايي را نشان مي دهد كه مردان يا زنان در حال شكنجه و ضرب و شتم طرف مقابل هستند و در اين حالت و در وضعيتي كه خون از سر روي افراد بيرون مي زند با او عمل جنسي انجام مي دهند. اين نسل جديد از فيلم هاي پورنو كه شايد هات ترين (داغ ترين) آن باشد دقيقا نشان دهنده ضعف فرهنگ جنسي در غرب است كه البته به عنوان يك (تفنن و تفريح جنسي تازه) در ايران پخش و توزيع شده است كه البته در ايران نيز به تقليد از اينگونه فيلم ها صحنه هاي آن را به صورت واقعي و بر دختران و زنان بي پناه اجرا مي كنند .

نكته بسيار مهم اين ماجرا آنجاست كه مركز پخش اينگونه فيلم ها در مناطق جنوبي و حومه هاي شهر هاست به عنوان مثال اين فيلم ها را تنها مي توان در حومه شهر تهران و در مناطقي همچون ورامين شهريار و اسلامشهر و در مناطق جنوبي و مهاجر پذير تهران پيدا نمود چرا كه ديدن اين صحنه هاي خشن براي افراد شهر نشين شايد در ابتدا قابل تحمل نباشد ليكن براي  افراد مهاجر كه عموما داراي زندگي سختي مي باشند پذيرفته تر است .لذا اكثر جنايات و خشونت هاي جنسي اينچنيني هم در اين مناطق ديده مي شود .

بنابراين مهاجران به شهرها و ساكنين مناطق محرم نقطه هدف اين گونه فيلم ها و عاملي براي تعرض به فرهنگ جنسي سالم هستند كه بايد براي آن چاره اي مهم انديشيد در آينده به راهكارهاي مقابله با اين پديده خواهيم پرداخت.      

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٦ - tehran.vatan

تاثير عميق يك بازيگر بر فرهنگ جنسي

نگاهي پديدار شناسانه به پديده زهرا امير ابراهيمي

نزديك به دو سال پيش خبري در ميان محافل خصوص پخش شد مبني بر اينكه يكي از بازيگران تلويزيوني در يك فيلم مبتذل از نوع پورونو بازي نموده است البته اين فيلم عليرغم ميل باطني او پخش شده بود.

بعد از اينكه اين خبر پخش شد به ناگاه فيلم ياد شده به صورت وسيع در اختيار اكثريت صنوف و طبقات اجتماعي جامعه قرار گرفت اين فيلم را وكلا-دانشجويان-دانش آموزان-كارمندان كارگران مديران و ... ديدند به گونه اي كه گردش مالي اين فيلم بنا به گفته سردار احمدي مقدم در ايران 80 ميليون تومان بود .

اما سوال اينجاست كه اين فيلم كه از يك بازيگر معمولي و نه چندان معروف گرفته شده بود چگونه به اين وسعت در سطح جامعه پخش شد و هدف از اين امر چه بود.

اينكه چگونه پخش شد را كاري نداريم اما ثمره آن بسيار مهم است . پخش اين فيلم در اين سطح وسيع و آن هم در ميان اقشار مختلف جامعه يك  پيامد مهم داشت و آن عبارت بود از اينكه قبح چنين صحنه هايي براي بسياري از افراد و اقشار شكسته شد . اينكه از تمامي سطوح اجتماعي به مشاهده اين فيلم نشستند اين واقعيت را مي رساند كه اگر اين گونه فيلم ها تا به حال تابو بوده و در درون خط قرمز بوده است حال ديگر فاقد آن قدرت بازدارنده است و اين ها تمام مرهون زحمات آن بازيگر خانم و پخش كننده هاي آن است كه هدفي به اين بزرگي را دنبال مي كردند هدفي كه نتيجه آن چيزي جز علني شدن خصويات فرهنگ جنسي ما نبود.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦ - tehran.vatan

هجوم غرب در اتاق هاي خواب

تاثير فيلم هاي پورونو (سوپر) بر فرهنگ جنسي

 

ابتدا بايد بگويم كه ايرانيان همواره داراي روش ها و منش هاي خاص خود بوده و اين ها نيز اخلاقيات او را بوجود مي آورده و كم كم تبديل به فرهنگ مي شده و اين فرهنگ همواره نقطه تمايز ايرانيان از نزادها و اقوام ديگر بوده است .

در اين ميان فرهنگ جنسي (در اين جا منظور شيوه هاي آميزش) نيز در ميان ايرانيان داراي آداب و رسوم خاص خود بوده است. بحث مفصل شب زفاف و آداب و رسوم خاص خود از دير باز محرك بسياري از جوانان براي ازدواج بوده است.

نگاهي به فيلم هاي فارسي ده هاي گذشته نيز شمه اي از فرهنگ آميزشي ما را نشان مي دهد.

اما با وود مدرنيته و فرهنگ غربي مبتني بر آن حتي فرهنگي كه در مخفي ترين گوشه هاي زندگي ما بوده و عموما كسي از آن با خبر نمي شده نيز در امان نمانده و مورد هجوم قرار گرفته است.

ورود فيلم هاي پورونو (سوپر) در ميان جوانان ايراني كه به طور گسترده اي از سال 70 در ايران پخش شد و مشاهده آن توسط نوجوانان آن روز سبب شده كه آن ها در آستانه ازدواج داراي فرهنگ جنسي متفاوتي با نسل قبل خود بشوند. اين فرهنگ كه نشات گرفته از حركات موجود در اينگونه فيلم ها مي باشد سبب شده كه تمامي رسوم زمان هاي قبل از بين رفته و حتي در اين مورد پنهان نيز ما از غرب مدرن تقليد كنيم .

اما سوال اينجاست كه مگر تغيير اين فرهنگ و  استفاده روش هاي آميزشي غرب كه متاسفانه در فيلم هاي آموزشي قبل از ازدواج هم نشان داده مي شود چه اشكالي دارد.

پاسخ ساده اين سوال آنجاست كه روش هاي غير آدمي و غير انساني آميزش در اين گونه فيلم ها كه عموما با زنان خاص (اينكاره) صورت مي گيرد مردان را به ترغيب براي انجام همان اعمال با همان كيفيت سوق مي دهد و نتيجه آن چيزي جز مصائب و بيماري هاي خاص براي زنان نيست . در اين ميان مردان فكر مي كنند كه دقيقا همسرانشان بايستي همان اعمال و همان ظرفيت ها را داشته باشند و اين در بعضي مواقع سبب برخي از اختلافات و طلاق ها شده است. و اين نتيجه  ورود فرهنگ غرب به اتاق هاي خواب ماست.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٦ - tehran.vatan